غدیرخم
بنام خداوندرحمان
على(ع)باحق وحق باعلى(ع)است.فرارسيدن عيدغديرخم.روزاکمال دين واتمام نعمت وروزخلاقت وجانشينى على(ع)برمهدي(عج)موعودوشيعيانش تبریک عرض مى نمايم.عيدتان مبارک،عاشقان على(ع) 
بنام خداوندرحمان
على(ع)باحق وحق باعلى(ع)است.فرارسيدن عيدغديرخم.روزاکمال دين واتمام نعمت وروزخلاقت وجانشينى على(ع)برمهدي(عج)موعودوشيعيانش تبریک عرض مى نمايم.عيدتان مبارک،عاشقان على(ع) 
مطالبی که در زیر می آوریم، عینا ترجمه و برگردان منبعی است که در انتها ذکر شده است و درج تصاویر و مطالب زیر، فقط به خاطر اطلاع رسانی است و نه تایید کامل مطالب: (در ابتدای متن منبع نیز آمده است که فقط خدا بهتر می داند)
متن اصلی به همراه ترجمه ی آن:
داراب نگين سبز جنوب در گذشته دارابگرد ناميده ميشد، از كهنترين شهرهاي ايران و جهان محسوب ميشود و سابقه تمدن آن به هفت هزار سال قبل ميرسد.
شهرستان داراب در جنوب ايران و در شرق استان فارس، در فاصله ٢٥٠ كيلومتري جنوب شرقي شيراز قرار گرفته؛ مركز شهرستان در مسير جاده اصلي شيراز ـ بندرعباس واقع شده و فاصله آن تا بندرعباس ٣٣٠ كيلومتر است. ارتفاع اين شهرستان از سطح دريا ١١٥٠ متر است و آب و هواي آن در ٣ فصل پاييز، بهار و زمستان بسيار مناسب و معتدل ميباشد.
شهرستان داراب از جهت توليد محصولات كشاورزي مانند؛ گندم، پنبه، مركبات، ذرت و محصولات جاليزي، موقعيت ممتازي در كشور دارد و از شرايط مساعدي براي توسعه كشاورزي و صنعت برخوردار است.
*سابقه تاريخي داراب
شهرستان داراب كه در گذشته دارابگرد ناميده ميشد، از كهنترين شهرهاي ايران و جهان محسوب ميشود و سابقه تمدن آن به هفت هزار سال قبل ميرسد. بر مبناي شواهد موجود، بناي شهر دارابگرد متعلق به عصر هخامنشيان است و بنا به روايات تاريخي، شهر دارابگرد توسط داراي بزرگ كه در ادبيات پهلوي و اسلامي از او به عنوان داريوش كبير ياد ميشود. ايجاد شده است. شهر دارابگرد در عصر هخامنشيان مهمترين ناحيه آبادان شرق ايالت پارس بوده است .
*دارابگرد در عهد ساسانيان
شهر دارابگرد در عهد ساسانيان يكي از ٥ ناحيه مهم ايالت پارس بوده است و در تمام اين دوره مقر حكومت شاهزادگان و درباريان ساساني بوده است.
اردشير بابكان سر سلسله ساسانيان نخستين بار در دارابگرد حكومت ميكرد و از اين شهر بود كه توانست بر سراسر ايران تسلط يابد. نقش پيروزي اردشير بابكان بر صخرهاي در جنوب شهر داراب، از مهمترين آثار دوره ساساني محسوب ميشود. يكي از ضرابخانههاي عهد ساسانيان، در شهر دارابگرد داير بوده و تا دو قرن پس از اين سلسله نيز در آن سكه ضرب مي شده است.
شهر دارابگرد در سال ٢٣هجري قمري توسط سپاهيان اسلام به فرماندهي عبدالله بن عامر فتح شد؛ آخرين حاكم دارابگرد در عهد ساسانيان هربذ داماد يزدگرد سوم بوده است.
*مسجد جامع داراب
يكي از قديميترين بناهاي شهر فعلي داراب، مسجد جامع است كه در مركز شهر و در مجاورت بازار و بافت قديم شهر قرار دارد. اين مسجد كه از بناهاي تاريخي و ارزشمند دورهي صفوي است از حيث معماري و سبك بنا بسيار ساده، اما در نوع خود منحصر به فرد است. مسجد جامع داراب داراي چهار مناره تنومند و نسبتا كوتاه ميباشد كه به شكل منتظم الاضلاع يازده ظلعي بنا شده و بر روي آن با آجر خانهبندي و تزيين شده است. پيرامون شبستان اصلي مسجد راهروهايي قرار دارد كه به وسيله دهليزهاي كوچكي به خارج مربوط ميشود.
*تنگ چك چك و قصر آيينه
در فاصله ٧٠ كيلومتري شرق داراب و ٨ كيلومتري روستاي «رستاق» در مسير جاده داراب ـ بندرعباس، بقاياي قصري موسوم به «قصر دختر» يا «قصرآيينه» قرار دارد كه در بالاي كوه ساخته شده است. اين قصر ظاهرا محل اقامت دختري از شاهزادگان ساساني بوده است؛ قسمتي از كوه را تراشيده و صيقل دادهاند به طوري كه مانند آيينه شفاف شده است و از درون آن، قصر را ميديدهاند. در نزديكي اين قصر آثار دو آتشكده چهار طاقي متعلق به عصر ساساني و بقاياي آب انبار و آسياب ديده ميشود.
*آسياب سنگي
در قسمت شمالي مسجد سنگي، آسيابي قرار دارد كه در دل كوه ساخته شده و داراي تنوره عظيم استوانهاي شكل است كه با سنگ لاشه و آهك ساختهاند و آب مورد نياز آسياب از طريق آنها وارد ميشده است. دو جوي سنگي و ساروجي در بالاي كوه قرار دارند كه از كيلومترها مسير پرفراز و نشيب آب را به آسياب منتقل ميكردند. در ورودي آسياب، دو كتيبه كوفي و فارسي قرار دارد كه زمان تعمير آسياب در دوران اتابكان و قاجاريه است.
*قصر كيامرث
در نزديكي روستاي قديمي «فورگ» در كناره جاده قديم داراب - بندرعباس بقاياي قصري قرار دارد كه مشهور به «قصر كيامرث» است. معماري اين بنا مشابه قصرهاي فيروزآباد و سروستان است و به نظر ميرسد محل اقامت پادشاهان و درباريان بوده كه براي شكار به اين ناحيه عزيمت مينمودهاند. سقف طاقهاي كاخ مدور است و داراي تزيينات گچبري ساده ميباشد.
*قصر بهرام
در شمال شهر فعلي و در منطقهاي به نام كله زاغ بقاياي قصر دو طبقهاي قرار دارد كه مشهور به «قصر بهرام»است. اين قصر كه از سنگ و ساروج ساخته شده، بنا به روايات تاريخي متعلق به بهرام گور است كه براي شكار گورخر به اين ناحيه آمده است. در نزديكي بنا چشمه كوچكي قرار دارد؛ همچنين برج استوانهاي كوچكي براي ديدهباني در مجاورت آن ساختهاند.
2 ساردو(2) 3137 يورد انجير 22 كوه بكر 2730 بكر
3 قلات مرو(1) 3067 لايزنگان –شكرويه 23 كوه آدمو 2726 شهرك فتح المبين
4 قلات مرو(2) 3041 ؛ ؛ ؛ 24 كوه بنو 2587
5 برفدان (1) 3032 تنگ كتويه 25 كوه چنار ريگ 2555
6 كله قوچ 3016 تنگ كتويه 26 كوه تختي 2419
7 كوه مفك 2917 رستاق 27 كوه سهلك 2406
8 كوه بلند 2866 تنگ كتويه 28 كوه انجير بند 2406
9 كوه چادر پهن 2866 شكرويه 29 كوه پنج چاه 2316
10 كوه درختي (عاتم بين ) 2855 فسارود 30 كوه سبزويه 2258
11 كوه يورد غفوري 2833 شكرويه 31 كوه بهرو 2245 نوايگان
12 كوه باشت 2812 مرواريد 32 كوه ولو 2234 شهرك لايزنگان
13 كوه چال 2803 شاه ابوذكريا 33 كوه تنگ كتويه 2209 تنگ كتويه
14 كوه مرو 2801 34 كوه سرخ 2088 تل بارگه
15 كوه چشمه گل 2790 35 كوه ميلك 2032 شهرك فتح المبين
16 كوه سرحد 2789 36 كوه لاي زرد 2015 شهرك لايزنگان
17 كوه گني كوه 2785 37 كوه گوش شير 1702 فتح آباد
18 كوه ريكو 2783 لايزنگان 38 كوه سه چاه 1630 نوايگان
19 كوه دو تخته 2782 39 كوه سرباز 1452 شهر داراب
20 كوه مور 2762 40 كوه پير مراد 1408 پير مراد
1 ساردو (1) 3142 بورد انجير 21 كوه بيشه لايگردو 2758 لايگردوروزهامیگذشت وگنجشک باخداهیچ نمی گفت، فرشتگان سراغش راازخدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه ميگفت: ميآيد، من تنها گوشي هستم كه غصههايش را ميشنود و يگانه قلبيام كه دردهايش را در خود نگه ميدارد و سر انجام گنجشك روي شاخهاي از درخت دنيا نشست.
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:"با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست".
گنجشكگفت:لانهكوچكيداشتم،آرامگاهخستگيهايمبودوسرپناهبيكسيام.تو همان راهم ازمن گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟چه ميخواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟
و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانهات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي.
گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.
خدا گفت:وچه بسياربلاهاكه به واسطه محبتم ازتو
دور كردم و تو ندانسته به دشمنيام بر خاستي
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريههايش ملكوت خدا را پر كرد.